تبليغاتX
کی عاشق میشه ؟

Just Real Love

 
|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 21 مرداد1385 ساعت |
 

درد مي كشم

 

به روي برگ زندگي دو خط زرد مي كشم

و چشم عاشق تو را كه گريه كرد مي كشم

تو رفتي و بدون تو كسي نگفت با خودش

كه من بدون چشم تو چقدر درد مي كشم

چرا بايد؟

هميشه عكس نازت روبرويم

نگاه تو دليل جستجويم

چرا بايد تمام حرف ها را

بدون تو به تصويرت بگويم

|+| نوشته شده توسط محسن در جمعه 20 مرداد1385 ساعت |
 
چرا؟

چرا بلبل هميشه نغمه خوان است

چرا بر برگ شبنم مي نشيند

چرا آلاله هاي باغ سرخند

چرا بر روي گل غم مي نشيند

چرا باران هميشه قطره قطره ست

چرا در خانه ها دريا نداريم

چرا در باغچه يا توي گلدان گلي

 يا برگي از رويا نداريم

چرا پروانه ها معناي عشقند

چرا جغدان هميشه اشكبارند

چرا مردم همانند كبوتر

درون خانه ها جغدي ندارند

چرا در هر كتابي آسمان ها

هميشه آبي و خوشرنگ هستند

چرا هيچ آسماني رنگ غم نيست

چرا مردم خدا را مي پرستند

چرا ما عاشق باد صباييم

چرا يك بار با طوفان نباشيم

چرا در هر زمان در فكر دريا

چرا يكبار با باران نباشيم

چرا گلزار ها شاداب و سبزند

 چرا قلب بيابان لالهگون است

چرا دستان بركه پاك و نيلي است

چرا چشم شقايق رنگ خونست

چرا لبهاي مردم نيمه خشك است

 چرا لبخند در آن جا ندارد

چرا توي قفس هامان قناري ست

 چرا هيچ آدمي درنا ندارد

 چرا بالا تر از احساس عشقست

چرا تصوير از آينه پيداست

چرا نيلوفران پيك بهارند

چرا احساس در دل ها شكوفاست

اگر چه اين بيان آرزو بود

 ولي آخر چرا زيبا نباشيم

چرا يك بار چون بال پرستو

 چرا يك بار چون دريا نباشيم

|+| نوشته شده توسط محسن در جمعه 20 مرداد1385 ساعت |
  کی عاشق بی قایق

 

 رنگي كنار شب

 

بي حرف مرده است .

 

مرغي سياه آمده از راه هاي دور

 

مي خواند از بلندي بام شب شكست .

 

سر مست فتح آمده از راه

 

اين مرغ غم پرست .

 

در اين شكست رنگ

 

از هم گسسته رشته هر آهنگ .

 

تنها صداي مرغك بي باك

 

گوش سكوت ساده مي آرايد

 

با گوشواره پژواك .

 

مرغ سياه آمده از راه هاي دور

 

بنشسته روي بام بلند شب شكست

 

چون سنگ، بي تكان .

 

لغزانده چشم را

 

بر شكل هاي در هم پندارش .

 

خوابي شگفت مي دهد آزارش :

 

گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب .

|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 17 مرداد1385 ساعت |
 

5 مرحله تكامل عشق
 
عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل
مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل
اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت
و تعهد است:
1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو
مرحله تقسيم بندي ميگردد:
* مجذوب شدن فيزيكي: هنگامــي روي مــــي دهد كه
جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان
ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه
 
حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي
 
ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي
 
از قدرتمند ترين عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفي: هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و
 
مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي
 
مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد
 
گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد
 
از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات،
 
علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي
 
مجذوب يكديگر خواهيد گشت.

همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان
 
مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت
 
پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات
 
كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر
 
فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.


2-دلربايي

در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي

ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد.

دلربايي نيز دو قسم است:
 

 
 
نيت.
 
 
اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي
 
خودتان.مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود.
 
در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار
 
ميبريد.
 
 
دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما
 
نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.

 
زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه
 
خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك
 
بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با
 
يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با
 
تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته
 
سازند.
 
ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه
 
فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله
 
لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو
 
فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه
 
كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي
 
ميگردد.
 
عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در
 
يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود
 
نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند
 
تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه
 
صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه
 
براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.
 
سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده
 
ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به
 
همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش
 
كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و
 
موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را
 
بدانيد.
|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 14 مرداد1385 ساعت |
 کجا بودم که تو آنجا نبودی...

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

 

عطر زرد گل ياس رو نمي خوام
 

نمره ي بيست كلاسو نمي خوام
 

من فقط واسه چش تو جون مي دم
 

عاشقاي بي حواسو نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
 

نفسم تويي هوارو نمي خوام
 

عشق رو نقطه ي جوشو نمي خوام
 

دوره گرد گل فروشو نمي خوام
 

اوني كه چشاش به رنگ عسله

مجنون خونه به دوشو نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
 

نفسم تويي هوارو نمي خوام
 

من كسي با قد رعنا نمي خوام
 

چشاي درشت و گيرا نمي خوام

دوس دارم قايق سواري رو ، ولي
 

جز تو از هيچ كسي دريا نمي خوام

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوارو نمي خوام
 

موهاي خيلي پريشون نمي خوام
 

آدم زيادي مجنون نمي خوام
 

مي دوني چشم منو گرفتي و
 

جز تو هيچي از خدامون نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 

چشم شرقي سياهو نمي خوام
 

صورتاي مثل ماهو نمي خوام
 

آخه وقتي تو تو فكر من باشي
 

حق دارم بگم گناهو نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 

حرفاي نقره اي رنگ رو نمي خوام
 

او دو تا چشم قشنگو نمي خوام
 

حتي اون كه بلده شكار كنه
 

صاحب تير و تفنگو نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 

شعراي ساده و تازه نمي خوام
 

اونكه مي گه اهل سازه نمي خوام
 

من دلم مي خواد تو رو داشته باشم
 

واسه ي اينم اجازه نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 

سفر دور جهانو نمي خوام
 

رنگاي رنگين كمانو نمي خوام
 

لحظه و ساعت عمر من تويي
 

تو كه نيستي من زمانو نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوا رو نمي خوام

فالاي جور واجور رو نمي خوام
 

نامه هاي راه دور و نمي خوام
 

واسه چي برم ستاره بچينم
 

ماه من تويي كه نور و نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 

آذر و خرداد و تير نمي خوام

آدماي سر به زير نمي خوام
 

من خودم تو چشم تو زندونيم
 

حق دارم بگم ، اسيرو نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 

حرف خيلي عاشقونه نمي خوام
 

دل رسوا و ديوونه نمي خوام

يا تو ، يا هيچكس ديگه به خدا
 

خدا هم خودش مي دونه ،‌نمي خوام
 

خرداد و اردي بهشت و نمي خوام
 

بي تو من اين سرنوشتو نمي خوام
 

يكي پرسيد اگه آخرش نشه
 

حتي اين خيال زشتو نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 

بي تو چيزي از اين عالم نمي خوام
 

تو فرشته اي من آدم نمي خوام
 

مي دوني خيلي زيادي واسه من
 

هميشه عادتمه ،‌كم نمي خوام
 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
 

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 

من و باش شعر و نوشتم واسه كي
 

تويي كه گفتي شما رو نمي خوام

 

 

|+| نوشته شده توسط محسن در جمعه 13 مرداد1385 ساعت |
 

نه... دل به دل را نداره

سوختم و آب شدم به پات

امروز و فردا نداره

خوشت مياد ببيني ، نه ؟

كشتن تماشا نداره

قهر مي كني ، ناز مي كني

ناز مي كشم ، آشتي كني

قصه كه نيس ، حقيقته

دروغ و دعوا نداره

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

دوره زمونه دوره ي حرفاي عاشقانه نيست

صحبت پول و شهرته ، صحبتي از ترانه نيست

يه روز منو خواسته بودي ، يه روز خيلي خوب دور

امروز چه راحت نمي خواي ، من بد شدم بهانه نيست

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

اگه بفهمن عاشقي ، همه بهت بد مي كنن

نسبت ديوونه مي دن دست تو رو رد مي كنن

اگه بخواي بجنگي با دستاي شوم سرنوشت

با هر چي آدمك دارن ، راه تو رو سد مي كنن

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

بفهمه عاشقش شدي هي با تو بازي مي كنه

ديوونه ، آزار اونم با تو رو راضي مي كنه ؟

رفتي كجا در مي زني ،اون خود يه رات نمي ده

غريبه جاي اون باشه مهمون نوازي مي كنه

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

كافيه چيزي بدونه ، كار تو ديگه مردنه

ديگه وظيفت اسمشو ، با صدتا جون آوردنه

يه بازي يك طرفس ، كه آخرش مشخصه

هميشه بازنده تويي ، سهم اونم كه بردنه

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

اگه بگي دوسش داري ، اون تو رو يادش نمي ياد

فرقي نداره كه چه قدر چه كم بدونه ، چه زياد

بايد هنرپيشه باشي تا نقشو خوب بازي كني
 

يعني كه وانمود كني يه جور ازش بدت بياد

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

عاشق ديگه تو عصر ما هيچ جايي حرمت نداره

انگار كسي نمره ي خوب واسه شجاعت نداره

شايد يه جوري شده كه هيچ آدمي تو عصر ما

براي انتخاب شدن ، اصلا لياقت نداره

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

رنگ گل دسته گلا ، فقط رز زرده همين

عاشق هر كس كه بشي عاقبتش درده همين

هر كي يه گمشده داره ، تمام دلخوشيش اينه

اگر يه روز معجزه شه ، اگر كه برگرده همين

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

زمونمون عوض شده ، دوره نفرينه و جنگ

 زياد شديم ، زياد شده آدم بدرنگ و دو رنگ
 

قلب كوچيك عاشقو با يه اشاره مي شكنه

اون كسي كه دوسش داره ، با تير كمون با چوب و سنگ 

 

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

تا بدونه عاشقشي مي ره و پيدا نمي شه

مي گي مي خوام ببينمت مي گه نه حالا نمي شه

با هديه ي تولدش مي خواي يه جوري ببينيش

مي خواي يه جوري بفرست ببخشيد اما نمي شه

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

اگر كه حدسم بزنه نمي دوني چيكار كني

عاشقي خب ، مگه مي شه از عاشقي فرار كني ؟

فكر مي كني اون بدونه خيلي كارت راحت تره

حتي تو روياهات مي خواي كه اونو بي قرار كني

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

هر جوري كه بود چه خوب چه بد ، آروم شدي

 يه كم گذشت و ديدي كه مردي ديگه ، حروم شدي
 

يه روزي چش وا مي كني كه خودتم نمي شناسي

فقط تو آينه مي بيني آخرشه ، تموم شدي

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

تو عاشق كسي مي شي كه عاشق غريبه هاس

گريه و زاري مي كني مي گي اميدت به خداس

درسته اما اون كه تو شبا براش زار مي زني

راهش و كارش و دلش ، حسابي از شما جداس

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

خوش به حال معشوقايي كه بويي از قديم دارن

تو اعتقادشون شگون ، براي يا كريم دارن

معشوقاي زمون ما چون عاشقو بسوزونن

واسه دل اون طفلكي يه عالمه گريم دارن

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

ضرب المثل كاش راس بود و دلا به هم يه راهي داشت

اون كه واسه تو ماه شده ، اي كاش كه روي ماهي داشت

كاش عاشق بيچاره اي كه بي دليل اسير مي شه

يه روز يه كاري كرده بود ، يه جرمي يه گناهي داشت

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

كاش واسه بيراهه ي دل ، يه جا يه راه چاره بود

كاش كه علاجش عين قبل ، دعا و استخاره بود

كاش واسه هر عاشقي كه شبا پي ستارشه

تو دنيا محض دلخوشي ، يك شب پر ستاره بود

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

آي عاشقاي بي گناه ، ما همه زرد و بي كسيم

تنهاييم عين آسمون ، آواره ايم عين نسيم

همه بايد ياد بگيريم كه مثل مجنون بزرگ

عاشق هر كسي بشيم ، آخر بهش نمي رسيم

ضرب المثل دروغ مي گه
 

نه ... دل به دل را نداره

عاشق و طردش مي كنن

تو هيچ دلي جا نداره

|+| نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه 12 مرداد1385 ساعت |
 

 لالايي بي لالايي

 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

آي پونه ها ، اقاقيا ، شقايقاي خسته

كبوترا ، قناريا ، جغداي دل شكسته 

 قصه ي كهنه ي شما آخر اونو نخوابوند 

 ترس از لولو مرده ديگه پشت دراي بسته 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

باروناي ريز و درشت و عاشق بهاري

ماه لطيف و نقره اي ، عكساي يادگاري

آسمون خم شده از غصه ي دور دريا

شباي يلداي پر از هق هق و بي قراري 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

روز و شباي رد شده ، چه قدر ازش شنيديد

چه لحظه هايي كه اونو تو پيچ كوچه ديديد

وقتي كه چشماشو مي بست ترنه ته مي كشيد

چه قدر براي خواب اون بي موقع ته كشيديد 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

آدمگاي آرزو ، ماهياي خاطره

ديگه صدايي نمي ياد از شيشه ي پنجره

ديگه كسي نيس كه باش هزار و يك شب بگم

رفت اوني كه از اولم همش قرار بود بره 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

برف سفيد پشت بوم بي چراغ خونه

دو بيتياي بي پناه خيلي عاشقونه 

 ديديد با چه يقيني دائم زير لب مي گفتم

محاله اون تا آخرش كنار من بمونه 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

پروانه ها بسوزيد و دور چراغ بگرديد

شما ديگه رو حرفتون باشيد و برنگرديد

يه كار كنيد تو قصه هاي بچه هاي فردا 

 نگن شما با آبروي شمعا بازي كرديد 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

تمام شبها شاهدم ، چيزي براش كم نبود 

 قصه هاي تكراري تو هيچ جاي حرفم نبود 

 ستاره ها خوب مي دونستن كه براش مي ميرم 

 اندازه ي من كسي عاشقش تو عالم نبود 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

از بس نوشتم آخرش آروم و بي خبر ، رفت 

 نمي دونم همين جاهاس يا عاقبت سفر رفت

يه چيزي رو خوب مي دونم اينكه تمام شعرام

پاي چشاي روشنش بي بدرقه ، هدر رفت 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

لالاييا مال اوناس كه عاشقن ، دل دارن 

 شب و مي خوان،با روزوباشلوغي مشكل دارن 

 كسايي كه هر چي كه قلبشون بگه گوش مي دن

واسه شراب خاطره ، كوزه اي از گل دارن 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

ديگه شباي باروني ، چشم من ابري تيره

با عكس اون شايد يه ساعتي خوابم مي بره

منتظرهيچ كس نيستم تا يه روزي بياد 

 با دستاش آروم بزنه به شيشه ي پنجره 

 ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي

انگار راخت تر مي خوابه با نغمه ي جدايي

ته دلم همش مي گم اگه بياد محشره

دلم با عشقش همه ي ناز اونو مي خره

من نگران چشماي روشنشم يه عالم

يعني شبا بي لالايي راحت خوابش مي بره ؟

 من حرفمو پس مي گيرم باز مي خونم لالايي

اگه بياد و نزنه ، باز ساز بي وفايي

انقدر مي خونم تا واسه هميشه يادش بره 

 رها شدن ، كنار من نبودن و جدايي

لالالالايي شباي ساكت و پر ستاره

كاش كسي پيدا شه ازش برام خبر بياره

آرزومه يه شب بياد و با نگاهش بگه

كسي رو جز من توي اين دنياي بد نداره

|+| نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 9 مرداد1385 ساعت |
 
 

با همه مي بينمت ، با همه كس

 

ندارم بشنومت از اين و اون

ببينم عكستو تو آلبوم عكس ديگرون

نمي تونم ببينم با همه مربونيتو

با مني كه عمريه ديوونتم ، نامهربون

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم ؟

ديگه طاقت ندارم تو رؤياي كسي باشي

دنياي مني ، محاله دنياي كسي باشي

عمريه داد مي زنم زيبا فقط مال منه

نمي تونم ببينم تو زيباي كسي باشي

با همه مي بنمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم ؟

ديگه طاقت ندارم ، زيبا چه قدر سفر مي ري ؟

به خدا رو كره زمين باشي هدر مي ري

مي دونم ، توي قايم باشك تلخ روزگار

يه روز از دست چشاي اين ديوونه در مي ري

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم ، همه تو رو نشون مي دن

وقتي كه مي بينمت ، دستاشونو تكون مي دن

قيمت ناز نگات ، هر چي باشه من مي خرم

بقيه رد مي شن و همه مي گن گرون مي دن

با همه مي بينمت ، با همه به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم ندارم ، توام من و دوس نداري 

 خودتم از همه بيشتر من و تنها مي ذري 

 مي دوني نه روزگار ، نه مردمش ، نه تو ، نه عشق

قديما به اين مي گفتن ، غريبي ، بدبياري

با همه مي بينمت ، با همه به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم ، همه تو رو نشون مي دن

وقتي كه مي بينمت ، دستاشونو تكون مي دن

قيمت ناز نگات ، هر چي باشه من مي خرم

بقيه رد مي شن و همه مي گن گرون مي دن

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم ، توام من و دوس نداري

خودتم از همه بيشتر من و تنها مي ذاري

مي دوني نه روزگار ، نه مردمش ، نه تو ، نه عشق

يما به اين مي گفتن ، غريبي ، بدبياري

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم 

 ديگه طاقت ندارم بخونمت تو هر غزل 

 گل اركيده بيارن واسه تو بغل بغل 

 تو كه بهتر مي دوني ، هيچ كس ديگه نمي گفت

به چشاي مثل ماه نازنين تو ، عسل

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم ، پروانه هات فراوونن

اونا از ديوونگيم بي خبرن ، نمي دونن 

 اما من يه روز ميام انقده فرياد مي زنم 

 تا برن تمام عاشقايي كه تو مي دونن 

 با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم ، بپيچه موجاي صدات 

 كسي عكسي داشته باشه از طلوع خنده هات 

 نمي خوام حتي كسي يه شاخه گل بهت بده

همه ي گلا رئ من يه روز مي ريزم زير پات

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم 

 ديگه طاقت ندارم همه تو رو طلب كنن

از آتيش عشق تو يا بسوزن يا تب كنن

مگه من مرده باشم كه بذارم چند تا ديگه 

 روزشونو به هواي ديدن تو شب كنن

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم ببينمت با ديگري 

 دساي كسي باشه تو اون دساي مرمري 

 نمي تونم ببينم من ديوونت باشم و تو

بي تفاوت از كنار يه ديوونه بگذري

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم دنيا برام جهنمه

عكساتو هميشه مي بينم توي دستاي همه 

 تو بيا و محض خاطر كسي كه دوس داري 

 بگو كه عاشق تر از هر كسي كه ديدي ، مريمه 

 با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم 

 ديگه طاقت ندارم ، به خيليا نس مي دي 

 خيلي راحت با غريبه آشناها دس مي دي 

 مي دونم اگه يه ذره ديگه ايراد بگيرم

همه ي شعرا و نامه هاي من رو پس مي دي

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم 

 ديگه طاقت ندارم ، دلم برات تنگ شده 

 غم تو رو شونه هام يه كوهي از سنگ شده

تو صدات يه چيزيه خيلي من و مي ترسونه

حتي من بهم مي گه مهر تو كمرنگ شده

با همه مي بينمت با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

ديگه طاقت ندارم ، تو نمي خواي ببينمت 

 گل من فك مي كني مي خوام بيام بچينمت

دوس دارم يه وقت كوتاه بذاري براي من 

 توي لحظه هاي فيروزه اي و ناب و كمت

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم 

 ديگه طاقت ندارم ، دلم يه گوله آتيشه

گل من تو هم كه دائم مي گي اينجور نمي شه 

 حق داري ، من ديوونم تو كه گناهي نداري 

 نمي توني بسوزي پاي يه عاشق ، هميشه

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

 ديگه هم تو كار داري ، هم ماجرا طولانيه 

 هواي چشم منم ابريه و طوفانيه 

 زيبا جون اگر يه وقت حرفي زدم به دل نگير

اوج ديوونگيا تو بيتاي پايانيه

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

شنيدم امسال ديگه مي خواي بياي تولدم 

 كلي شرمنده ي اين حرفايي كه زدم ،، شدم

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق تو شدم

چه بياي و چه نياي من هميشه شرمندتم

هميشه مزاحم احم و نگاه و خندتم

مي دوني عاشقتم ، به اين دليله كه همش

نگران حالا و گذشته و آيندتم 

 با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم 

 زيبا جون اينو بذار تو برگه هاي چكنويس

نمي گم نخون ، بخونو بعدشم روش بنويس

اگه خوب نگاه كني ، مي بيني كه مونده رو اون 

 رد اشك دو تا چشم عاشق و ابري و خيس

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم 

 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

زيبا جون من و ببخش ، عاشقتم اما بدم

توي اين دنيا ، فقط ديوونگي رو بلدم

من مي ميرم واسه هر چي كه بگي ، هر چي بخواي

به دلت نگير كه اين حرف و يه عالمه زدم

با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم

تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم

 

|+| نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 9 مرداد1385 ساعت |
 دیگه نیا...
 

فداي اونكه

براي عاشقي ديره 

 ولي باز دست تقدريه 

 تا دستامون نره بالا 

 جايي بارون نمي گيره

دلي كه دادمش دستت 

 ديگه از زندگي سيره

نيومد وقتي ام اومد

فقط گفت كه داره مي ره

نگفتم من خداحافظ

 آخه قلبم هنوز گيره

بدون اين قلب ديوونه

ديگه محتاج زنجيره 

 بمون اين زخم رو بدتر كن

عجيب محتاج شمشيره 

 بريزم اشكام رو شايد

آخه اين آخرين تيره

نگي تو اوني كه رفته

وجودش غرق تقصيره 

 فداي او كه تو خوابم

من رو تحويل نمي گيره


|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 7 مرداد1385 ساعت |
 کجا خانوم رو پیدا کنیم؟
 به خاطر من

 

آخر يه روز دق ميكنم فقط به خاطر تو

دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو

شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو

رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو

تو نمي خواي بياي پيشم فقط به خاطر من

من ولي سرزنش مي شم فقط به خاطر تو

عشق تو پنهون ميكني فقط به خاطر من

من دلم و خون مي كنم فقط به خاطر تو

از دور تماشا ميكني فقط به خاطر من

من دل و رسوا ميكنم فقط به خاطر تو

از خوبيات كم ميكني فقط به خاطر من

رشته رو محكم مي كنم فقط به خاطر تو

تو خودت رو گم ميكني فقط به خاطر من

من خودم رو گم ميكنم فقط به خاطر تو

شعله رو خاموش ميكني فقط به خاطر من

شب رو فراموش ميكنم فقط به خاطر تو

تو خنده هات غم ميزني فقط به خاطر من

دنيا رو بر هم ميزنم فقط به خاطر تو

يه روز مي شم بي آبرو فقط به خاطر تو

قربوني يه جست و جو فقط به خاطر تو

تو ام يه روز مي ري سفر فقط به خاطر من

خيره مي شن چشام به در فقط به خاطر تو

به من تو ميگي ديوونه فقط به خاطر من

جملت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو

تو من و بيرون ميكني فقط به خاطر من

قلبم رو ويرون ميكنم فقط به خاطر تو

ميگي از سنگ دلت فقط به خاطر من

يه عمره كه تنگه دلم فقط به خاطر تو

تو گفتي عاشقي بسه فقط به خاطر من

دنيا واسم يه قفسه فقط به خاطر تو

مي ري سراغ زندگيت فقط به خاطر من

من مي سوزم تو تشنگيت فقط به خاطر تو

تو ميگي عشق يه عادته فقط به خاطر من

دلم پر شكايته فقط به خاطر تو

مي گيري از من فاصله فقط به خاطر من

دست ميكشن از هر گله فقط به خاطر تو

توميگي از اينجا برو فقط به خاطر من

رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو

رد ميشي از مقابلم فقط به خاطر من

مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو

ناز ميكني براي من قفط به خاطر من

من ميشينم به پاي تو فقط به خاطر تو

نيستي كنار پنجره فقط به خاطر من

دل نمي تونه بگذره فقط به خاطر تو

تو من رو يادت نمياد فقط به خاطر من

دلم كسي رو نمي خواد فقط به خاطر تو

مي گذري از گذشته ها فقط به خاطر من

مي رم توي نوشته ها فقط به خاطر تو

تو منو تنها مي ذاري فقط به خاطر من

من خودم رو جا ميذارم فقط به خاطر تو

دل رو گذاشتي بي جواب فقط به خاطر من

يه عمر ميكشم عذاب فقط به خاطر تو

دلت شكسته مي دونم فقط به خاطر من

منم يه خسته مي دوني فقط به خاطر تو

آخر ازم جدا شدي فقط به خاطر من

من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو

|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 7 مرداد1385 ساعت |
 
|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 7 مرداد1385 ساعت |

Digital Clock - Status Bar Cool Status Bar Scroller