دنیای من به خاطر تو می چرخه ...
از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست
بچه تو هنوز شیر باید بخوری
حضور
چه حضور غریب و مبهوتی
آسمان هم به ما نمی خندد
نه کسی فکر رفتن سفر است
نه کسی کوله بار می بندد
...
در گریز از تمام خاطره ها
باز هم در مسیر بن بست است
یکصد و پنجمین خیابان هم
گویی از انتظار ما خسته است!
مریم حیدر زاده

((( فردا )))
خدا وصیت من رو گوش بده نامه ام رو بخون
شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون
می سپارمش بهت می رم تموم تاروپودم رو
یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودم رو
خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده اش و
کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایه اش و
بهش بگه دوستش داره خیلی بده زمون ما
خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون
*****
فردا قراره من و تو از همدیگه جدا بشیم
فردا قراره همدمه گریه ی بی صدا بشیم
تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه می زنم
باید منو نگاه کنی غریب شهر تو منم
یادش بخیر من و تو و یه قلب پاک و بی غرور
حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور ؟
من تو رو عاشق می کنم هر طور شده حتی به زور
کی می خواد فردا تورو از من بگیره
کاش خونه ویرون بشه آتیش بگیره
ما باید فردا رو از دنیا بگیریم
ما اگه از هم جدا بشیم می میریم
ما باید قدر این روزا رو بدونیم
وای اگه فردا بیاد تنها می مونیم
*****
خدا شاید این عشقی که من می گم رو تو نشناسی
نزدیک ترین کسم اوونه خیلی دوستش دارم ، راستی !
یادم نره بهت بگم عزیزترینمم اوونه
خودم مهم نیست اما اوون نذاری تنها بمونه
بمیرم واسه حق حقش گریه چقدر بهش میاد
وقتی که حرصش می گیره میگه از من بدش میاد
اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت
همین دیوونه بازیاش از اول چشمم رو گرفت
*****

*****
حالا که دیگه مجبوریم با همدیگه وداع کنیم
بیا به یاد اوون روزا همدیگه رو دعا کنیم
یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم
ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشیم
با قلب پاکت از خدا بخواه من رو صبرم بده
هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده
کی می خواد فردا تورو از من بگیره
کاش خونه ویروون بشه آتیش بگیره
عزیزم یادت نره دنیا دو روزه
نمی خوام فردا دلت واسم بسوزه
ای خدا حتی اگه دوستم نداره
تو می تونی نذاری تنهام بذاره

|
+| نوشته شده توسط محسن در جمعه 6 اردیبهشت1387 ساعت
|